![]() |
|
|
مرکز مشاوره > مقالات |
|
|
|
|
|
11 قانون اصلي براي ارتباطات انساني
دانستن چگونگي رفتار با مردم به اندازه شايستگي هاي فـنـي و مـديريتي اهميت دارد. به بدترين كارفرمايي كه تـاحـال داشـتـه ايـد فـكر كـنـيد. بـيـاد آوريـد كـه چطـور فقدان مهارتهاي رفتار با ديگران در او باعث دلسردي و عدم بهره وري ديگران و خروج شما با نا اميدي گرديد.
يك انسان موفق
نيمي كارمند است، نيمي سياستمدار.او مي داند كار كردن با ديگران بخصوص در دنياي
كنـونـي كـه مملو از انسانهاي دمدمي مزاج و زود رنج اسـت، روال ارتباطي خاصي را
مي طـلبد. او سـخـن يـكـي از بــزرگان جامعه شناس كـه "هنـگـام برخورد با مردم
بخاطر داشـته باشيد با مخلوقات منطق طرف نيستيد،بلكه بامخلوقـات
احـساسـات،مـوجوداتـي كه سرشارازتبعيض،روحــيات پيشداوري و تعصب مي باشند، و با
غرور و خودبيني دست بگريبانند طرف هستــيد،" را مد نظر دارد.
در ايـن قسمت
برخي از قـوانـيـن اصـلـي ارتـبـاطات انـساني در فضاي كاري را مشاهده ميكنيد.
براي مهارت يافتن در آنها، بايد اين قوانين را جزئي از خود درآوريد. 1- ديگران را با نام صدا بزنيد
اين خوشايند
ترين صدا براي گوش هر كسي است. وقتي نام فردي را بكار مي بريد، در حقيقت پيغام
خود را به صـورتي اختصاصي و تـنها براي شـخـص او مبـدل مـي سـازيــد. همچنين
علاقمندي و ميزان اهميت شما را نسبـت به فرد ميـرسـاند. اين يك ابزار ساده
فريبنده براي كاستن از جبهه گري هاي شخص مي بـاشـد چـرا كه يك نوع وجه ضمان و
تـعهــد بـوجود مي آورد. جملات خود را با اسامي افراد آميـخته، و بـا
سـؤالاتــي نــظـيـر، "علي، امروز خوب هستي؟" آغاز كنيد. 2- اشتباه خود را بپذيريد
ممكن است
تصوركـنيد كه اگر اشتباهي كه مرتكب شده ايد را بگردن نگيريد، وجهه خود را از
دست خواهيد داد. اين كار درست نيست. اعتراف به اشتباهات در مـحيط كـار يكي از
ستوده ترين اعمال است چون اندك افرادي مبادرت به آن مي نـمايـنـد.
بـيـامـوزيــد كه چـگونه تـكبـر و خـودخـواهـي را كنار گذاشته و بپذيريد كه
كامل نيستيد. فقط در اين كـار زياده روي نكنيد مثلا لازم نـيست با عذرخواهي هاي
فـراوان در جـلسـات اقـدام به بيان اشتباهات خود نماييد. يك جمله "من اشتباه
كردم و متوجه آن ميشوم،" كفايت ميكند. 3- ديگران را با معيارهاي بالا درنظر بگيريد
اندك افرادي در
بين ما، كه معمولا عقل كل خطاب ميگردنـد، بـنـظر مي رسد اينگونه فكر ميكنند كه
هيچ كسي جز خودشان قادر به انجام صحيح امور نميباشد. جزء اين گروه از افراد
نباشيد. به قابليتهاي ديگران اعتماد كنـيد. در واقـع به آنـهـا در انـجام دادن
كارها به بهتريـن وجـه ممـكن اطـمـيــنان داشتـه بـاشيد. ايـن به مـعناي داشتن
انتظارات بيش از حد نيست. باور داشتن يك فرد او را تشـويـق بـه انـجـام كـارها
با حداكثر توان نموده و از نا اميدي جلوگيري بعمل مي آورد. 4- علاقه اي صادقانه و صميمي از خود نشان دهيد "كارها خوب پيش ميره علي جان؟خوبه، ميشه اين پرونده ها رو برام چك كني؟" اين به معناي ابراز علاقه نبوده و بيشتر به دوستي خاله خرسه شباهت دارد. هر فردي در دفتر كار شما داراي سابقه اي غني از علايق، تجارب و سلايق مي بـاشد. حـتـي اگر نقطه اشتراكي با هم نداريد، در مورد اطرافيانتان اطلاعات كسب كنيد.
اگر يكي از
همكاران شما گفت كه شركت در گيم هاي آنلاين را دوست دارد، در مورد آن از او
سؤال نماييد-- حتي اگـر بـراي شـما جالب نيست. نه تنها ميتوانيد چيز جديدي ياد
بگيريد، اگر در آينده به آن گرايش پيدا كنـيـد، از امتيازاتـي برخوردار خواهيد
گشت. مردم دوست دارند كه ديگران آنها را بخاطر داشته باشند. 5- از ديگران تعريف و تمجيد نماييد
فقط نگوييد
"خوب بود." در مورد تعريف خود صريح تر بوده و نشان دهيد كه در مورد آنچه كه فرد
در حقيقت انجام داده آگاهي داريد. "علي، تـو خيـلي خوب جلسه را اداره كردي
بخصوص وقتي هـمـه از مسيـر مـوضوع اصـلـي منـحرف شده بودند،" اين يك مثال خوب
است. در عين حال سعي كنيد به ندرت و فقط زماني كه واقـعا نـيـاز است انتقاد
نماييد. انتقاد را طوري بيان كنيد كه مانند يك نصيحت سازنده از طرف دوسـتـي
قـابـل اعـتـمــاد در نظر گرفته شود. 6- مراقب حرفهايتان باشيد
اگر تصميم
پيگيري كاري را نداريد، نگوييد كه آن را انـجـام خواهيد داد. اعتبار شما ارتباط
تنگاتنگي با كلامتان دارد. اگر به قول خود عمل نكنيد، در مـورد كـارهـاي بـزرگ
بـه شـما اعتماد نشده و در نتيجه پيشرفتي نخواهيد كرد. 7- قدرداني و سپاسگزاري كنيد
اگر فـردي
لـطفـي به شما كرد، و يا براي انجام كاري براي شما از خواسته خود گذشت، مطمئــن
گرديد كـه بـه اين سـعي و تـلاش آگـاه شويد. شما بخودي خود مستحق لطف نـبـوده و
كسـي بــه شما بدهكار نيست. اگر مورد لـطـف واقـع شـديد، تـشـكر نـمـوده و
درعوض مقابله بمثل كنيد. 8- با فكر و با ملاحظه باشيد هـرگز تـصور نـكيند كه ديگران سخنان شما را مساعد و ارزشمند تلـقـي خـواهـنـد كـرد. برخي افراد بصورت طبيعي تك تك كلماتي كه شخص بـيـان مي كنـد را بـراي يـافــتن يك رودررويي شخصي مورد جستجو قرار مي دهند. شما نمي تـوانيـد اينگونه افراد را تغيير دهيد، اما قادريد نزد آنها حرف هاي خود را با دقت سازمان دهي نماييد. پيش از صحبت كـردن فكر كنيد و مطمئن شويد كه هيچ ابهامي كه باعث سوء تعبيـر شـود در سـخـنـان شما وجود ندارد.
همچنين
ميتوانيد سـعي در فهميدن نقطه نظرات ديگران نماييد تا از بروز سوء تفاهمات
ممانعت بعمل آوريد. ممكن است عميقا" اعتـقـاد بر حـقانـيـت خـود داشـتـه باشيد،
اما متوجه گرديد كه ديگران به همين منوال درباره عقايد و باورهايشان مي
انديـشند. شما بايد نظرات آنها را محترم شمرده و ببينيد چرا آنها اينگونه فكر
ميكنند. بجاي مـشاجره از ديگران بخواهيد در مورد مواضعشان توضيح دهنـد. مجـبـور
نيـستـيد مـوافــقت كنيد، اما ميتوانيد بگوييد، "من متوجه هستم شما چه مي
گوييد." 9- از خود گذشتگي كنيد
گه گاهي از
مكان شغلي خود خارج شده و به ديگران در كـارهـايشـان كـمك نماييد. اين عمل را
بدون اينكه از شما درخواست شود انجام دهيد. گفتن، "كمك لازم نـداري؟" يــك
تاثير دوگانه در پي دارد. ابتدا، شما ديگران را تشويق بـه از خـود گـذشتـگي
نـمـوده و در نتـيـجـه مـحيـط كـاري مثـبـت تـري ايـجاد خـواهد شـد. دوم، بـراي
خود لطفي متعاقب را خريداري ميكنيد، چرا كه مهرباني هميشه بازميگردد. 10- متواضع و فروتن باشيد
تلاشهاي مشهود
براي تحت تاثير قرار دادن همكاران و اشخاص مافوق نـتـيجه عكس به همراه خواهد
داشت. هيچكس آدم خودنما را دوست ندارد. اگر ميــخواهيد كمالات شما تـوسـط
ديـگران تصديق شوند، كافي است تمرين بردباري بيشتري بنماييد. كاميابيـهاي شما
زماني مصداق واقعي پيدا ميكنـند كـه اجازه دهيد ديگران خود متوجه آنها گردند نه
اينكه مرتب صحبت از آن بميان آوريد. 11- به حفظ آبروي ديگران كمك كنيد
هـر كسي اشتباه
مي كـنـد. بــه دفعه قبلي كه اشتباهي خجالت آور مرتكب شديد فكر كنيد. دوست
نداشتيد كسي بيـايـد و اشـتـباه شـمـا را كـوچـك جلوه داده و از جديت آن بكاهد؟
پس همين كار را شما در مورد ديگران انجام دهيد. با خنـديـدن به اشتباهي كه شخص
( نه با خنديدن به خود شخص ) مرتكب شده بهمراه ضربه اي دوستانه به شانه هـاي او
از پريشانيش كاسته و بگوييد، "اين براي بهترين افراد اين شـركـت هـم مـمـكـن
است پيش بيايد." با اين كار به او و به ديگران اطمينان ميدهيد كه دنيا به پايان
نرسيده است. اگر مـــناسب است، بجاي جلب توجه بي مورد نسبت به اشتباه رخ داده،
هيـچ چيزي نگوييد.
تفاوت افسردگي در زنان و مردان پيشينيان، افسرده جاني را مرض زنانه مي پنداشته و به هورمونها مرتبط مي دانستند. ممكن است اين باور ديرين برخي مردم را از تشخيص نشانه ها و انتخاب روش درماني مناسب باز دارد. در واقع، افسرده دلي، هر دو جنس زن و مرد را مبتلا مي سازد، پيوند را مي گسلد و مانع كار و فعاليت هاي روزانه آن ها مي شود. علايم شوريده حالي در آنان همسان است، و به طرز متفاوتي بيان مي شود. شايع ترين نشانه هاي افسرده دلي عبارتند از: اعتماد به نفس اندك، انديشه ي خودكشي، بي ميلي به تلاش هاي معمولاً دلپذير، خستگي، تغيير اشتها، آشفتگي خواب، بي احساسي و مشكلات جنسي مشتمل بر كاهش تمايل به آن. بنا به دلايل متعدد، معمولاً علامت هاي افسردگي مردها را نمي توان باز شناخت. مردان ناراحتي هاي خويش را انكار مي كنند، زيرا تصور همگان بر اين است كه اينان جنس قوي هستند. بيان احساس، عمدتاً جزء خصلت زنان شمرده مي شود. در نتيجه مردان به جاي اين كه نشانه هاي وابسته به هيجانات را بر زبان جاري سازند، به احتمال زياد از علايم جسمي افسردگي شان، همچون احساس خستگي سخن مي رانند. افسرده حالي در تمايل جنسي و عمل كرد آن اثر مي نهد. مردها غالباً نمي خواهند كاستي هاي قواي جنسي خود را بپذيرند و به اشتباه حس مي كنند كه اشكالات موجود از اين بابت، به جنسيت آنان بستگي د ارد، به خصوص در حقيقت زماني كه با يك اختلال پزشكي رو به رو مي شوند. نشانه هاي آشكار افسردگي زنانه را بهتر از افسردگي مردانه مي توان دريافت، مردها كمتر علامت هاي ويژه ي دل افسردگي همانند گريه، اندوه باري و بي ميلي به كارهاي دلنشين قبلي را بيان داشته، يا به طور زباني افكار مربوط به خودكشي را به گوش مخاطب مي رسانند. در عوض مردها به احتمال زياد احساسات شان را پنهان مي كنند، لكن ممكن است تحريك پذيرتر و پرخاشگرتر باشند. بنابه همين دلايل، بسياري از مردان و نيز پزشكان و ساير كارشناسان و مراقبان بهداشت از تشخيص بيماري افسردگي درمي مانند. برخي از متخصصان بهداشت رواني نظر بر اين دارند كه اگر نشانه هاي افسرده تني گسترش مي يافت و شامل خشم، سرزنش و ناسزاگري مي شد، امكان تشخيص افسردگي شمار زيادي از مردان ميسر شده و درمان صحيح آن ميسر مي شد. افسرده حالي مردها، پيامدهاي فراواني دارد. براساس گزارش مركز پيشگيري و مهار بيماري ها، سي دي سي ـ واقع در آمريكا ـ احتمال خودكشي مردان آمريكايي چهار برابر بيش از زنان اين سرزمين است. آمار تكان دهنده حكايت از آن دارد كه 80% كساني كه به اين عمل مبادرت مي ورزند، مردان هستند. هرچند شمار زناني كه در اين وادي گامي مي نهند كم نيست، ولي بيشتر مردها هستند كه به اين وسيله به زندگي شان پايان مي دهند. شايد علت اين باشد كه مردان براي پرداختن به چنين عملي، به شيوه هاي خطرناك دست مي زنند يعني مثلاً به جاي مصرف زياده تر از حد دارو ، به كاربرد سلاح متوسل مي شوند. � و اما چرا افسردگي مردان متفاوت است؟ آگاهي از طرز پرورش و رفتار مردها در جامعه، در تشخيص و مداواي افسردگي شان اهميت بسزايي دارد. پريشان حالي اينان اغلب از انتظارات فرهنگي شان سرچشمه مي گيرد. همه مي پندارند كه مردان كامياب اند. آن ها بايد جلوي هيجانات خود را بگيرند و تحت نظر باشند. اين گونه فرهنگ قادر است برخي از علايم واقعي افسردگي را پنهان ساخته و در عوض پرخاشگري و خشم را (كه رفتار پسنديده تر به نظر مي آيد) پيشه كنند. افزون بر اين، معمولاً براي مردها، از عهدهٌ نشانه هاي افسردگي برآمدن، طاقت فرساست. ايشان ترجيح مي دهند كه با علايمي از اين دست، مردانه برخورد كنند. اين نگرش، هنوز بر بسياري از نهادهاي مرد سالار نظير ارتش و ورزش حكم فرماست. در محيط هاي ارتشي و ورزشي به مردها مي آموزند كه سختي و پايداري به مفهوم برتافتن و كنار آمدن با درد جسمي بوده و تسليم پريشاني عاطفي شدن، جزء محرمات است. مردها به جاي ياري جويي كه به زعم آنان، نمايانگر ضعف و زبوني است، بيشتر به خودكشي روي مي آورند تا، به اين خيال خام بر افسردگي چيره شوند. آيا افسردگي مردان، درمان پذيرست؟ افزون بر 80% مردان و زنان افسرده خاطر را مي توان به طور موفقيت آميزي با داروهاي ضدافسردگي و روان درماني يا توأماً معالجه كرد. تأثير مصيبت و داغديدگي در افسردگي برداشت مردان از مرگ، با زنان متفاوت است. امكان دارد اين موضوع به باور آنان مربوط باشد كه مي پندارند بايد در صورت بروز مصيبت دل قوي داشته باشند و ديگر اين كه هيجان نمايي، نشانه ي ضعف و ناتواني است. مردها تمايل دارند كه مسئوليت كامل داغديدگي را به عهده گيرند و غم و اندوه شان را فرو نشانند، پژوهش ها حاكي از آنند كه اين سركوبي و پنهان سازي زمان غمناكي را افزون ساخته و به عوارضي مانند تشديد غضبناكي، پرخاشجويي و سوءاستعمال موادمخدر مي انجامد. نشانه هاي جسمي احتمالاً شامل افزايش ميزان كلسترول، زخم ها، پرفشاري خون و پريشان احوالي است. از آن جا كه بسياري از مردان در بيان آشكار احساسات شان ناتوانند، بنابراين با پرداختن به فعاليت هاي بيشتر مثل اضافه كاري كردن يا به سفرهاي كاري رفتن، مي توانند اوقات زندگي خود را سپري كنند. ايشان ممكن است به رفتارهاي مخاطره جويانه همچون ورزش هاي خطرناك دست زنند. پاره اي رفتارها اعتيادآور چون باده نوشي
روانشناسان
افرادي كه استرس يا همان فشار رواني بيش از حد دارند بر اساس نوع واكنش بدنشان
به 5 گروه تقسيم مي شوند
: 1- افرادي كه دايماً مضطرب و نگرانند و وقتي كه يك اتفاق خاص رخ مي دهد دچار گرفتگي عضلات , تنگي نفس و درد هايي در ناحيه شكم مي شوند 2 ـ افرادي كه خيلي عجول و بي نظم اند و هميشه مي ترسند كه مبادا دير به مدرسه برسند آنان به مشكلات گوارشي مثل احساس سوزش در معده يا دلپيچه دچار مي شوند . 3 ـ كساني كه يك اتفاق خاص استرس زا در پيش رو دارند ( مثل امتحان يا مسابقه ) و نگرانند كه موفق نشوند اين افراد به دل درد و دلشوره و لرزش عظلات مبتلا مي شوند اگر افرادي داراي اين خصوصيات هستند با 8 توصيه از دلشوره آنان كاسته مي شود . 1 ـ بايد مراقب خواب خود باشند يك خواب خوب در طول شب در اتاقي پر از هواي تازه و جاي راحت باعث مي شود تا براي شروع يك روز جديد آماده شوند . 2 ـ به طور منظم و چند بار در هفته ورزش كنند و تا مي توانند راه بروند . 3 ـ در فاصله بين غذا به خوردني هاي ديگر ناخنك نزنند و براي نهار خوردن وقت كافي بگذارند و در طول روز زياد آب بخورند . 4 ـ وقتي سخت مشغول درس خواندن هستند به خودشان استراحت بدهند و در اين مدت شكلات نخورند و هر 5 دقيقه با يكي از افراد خانواده صحبت كنند . 5 ـ كار هايي را كه دوست دارند انجام دهند مثلاً اگر به كامپيوتر علاقه دارند در آن كلاس ثبت نام كنند . 6 ـ تا حد انفجار بخندند خنده باعث رشد هورمون هايي مي شود كه آرامش بخش و تسكين دهنده هستند خوش اخلاقي و خوش بيني هم 2 عامل موثر ضد استرس هستند . 7 ـ خانواده و دوستانشان را فراموش نكنند اگر زندگي اجتماعي و خانوادگي رضايت بخشي داشته باشند به راحتي مي توانند مشكلات خود را با كمك آنان حل كنند . 8 ـ درست نفس كشيدن را ياد بگيرند با تنفس درست استرس را از خودشان دور كنند
را ه هاي بدست آوردن آرامش
|
|