| |
|
|
| |
هميشــه
بــر و بومــش آباد باد
به كوه
اندرون، لاله و سنبل است
نـه سـرد و
نـه گرم و هميشه بهار
همــي شـاد
گـردد زبويـش روان
هميشــه
پــر از لاله بينـي زميـن |
كه
مازنــدران، شهـر ما، يـاد باد
كه در
بوستانش هميشه گل است
هـوا
خوشگــوار و زميــن پرنگــار
گلاب است،
گويي، بهجويشروان
دي و بهمــن
و آذر و فرورديــن |
|
| |
|
|
سرزمين هميشه سرسبز
مازندران كه استاد حماسه سراي طوسي حكيمابوالقاسم فردوسي، را چنين به
وجد آورده است، از روزگاران قديم تاكنون مردم نقاط مختلف ايران را به
سوي خويش ميكشاند و در جانشان رايحه بهاري هميشگي را ميدميده است و
در شمال ايران واقع و پشت به كوه البرز و رو به سوي درياي خزر دارد.
بسيارند ايرانياني كه گرماي تابستان را به نسيم دريا و جنگل مازندران
از تن دور ميكنند و خستگي سال را با چند روز گردش در اين ديار فرو ميگذارند
و به خانه و شهر خويش باز ميگردند. تا مگر باري ديگر سعادت ديدار اين
�بر و بوم آباد� را دريابند. از همين روست كه نام �مازندران� در گوش ما
ايرانيان طنيني خوش دارد و تداعي كننده طراوتي هميشگي است. اين نام كه
بر پيشاني سرزمين ما نقش بسته از كجا آمده است؟
نامهاي سرزمين مازندران
و اصل و ريشة آن
براي دانستن اصل و ريشه
اين نام گوياتر از نوشتة استاد محمد مشكور، در مقدمه �تاريخ طبرستان و
رويان و مازندران� نيافتيم، افسوس كه اين نوشته را به اجبار كوتاه كردهايم،استاد
ميگويد:
سرزميني كه بين دو ولايت
گرگان و گيلان، در كنار درياي خزر قرار دارد، در آثار تاريخي باستاني
به نامهاي مازندران و طبرستان و گاه رويان خوانده شده است.
در كتاب (اوستا) در بند
22 آبان يشت از �ديوان مازن� ياد شده است. اين ديوان را در اوستا
شريرترين و پليدترين ديوان شمردهاند.
در كتاب پهلوي دينكرت هم،
به نقل از اوستاي ساساني، از ديوان مازندران نام برده است كه �موجوداتي
شگفتانگيز و سترك پيكرند و در غارها سكونت دارند. و چنان بلند بالايند
و تنومند، كه آب دريا تا ميان سينه ايشان است. و اگر در گودترين جاي
دريا بايستند، سطح آب برابر دهان ايشان خواهد بود.�
ارمستتر، صورت اصلي
اصطلاح مازندران را �مزنتر� (MAZANA TARA) ذكر كرده كه بعدها مازندران
شده است و آن به معني بسوي و جانب �مازن� است. مانند شوشتر (شوش+تر) كه
به معني به سوي شوش ميباشد. بطلميوس حد مازندران را بين پارت و آريا (هريرود)
ميداند.
مازندران در آغاز جايگاه
ديوان مزني (يا بوميان اصلي) بوده و ظاهراً خود مازندرانيان در آنجا
خارجي به شمار ميرفته و با مردم بومي شباهت نداشتهاند.
ابوالفدا نام طبرستان را
مشتق از تبر دانسته و پنداشته است كه مردم آن سرزمين به دليل استفاده
از تبر و هيزمشكني در جنگلهاي انبوه، زاد و بوم خود را تبرستان و
سرزمين هيزمشكنان خواندهاند، لسترنج در كتاب جغرافياي تاريخي سرزمين
خلافت شرقي، كلمة �تبر� را در زبان بومي مردم مازندران به معني كوه
دانسته و طبرستان را به معني ناحيه كوهستاني گرفته است.
ابن اسفنديار در تاريخ
طبرستان (تصحيح اقبال آشتياتي) ميگويد: نام مازندران به جاي طبرستان
از زمانهاي اخير متداول شده... و اين ولايت را �موزاندرون� گفتهاند،
به سبب آنكه �موز� نام كوهي است از حد گيلان تا به لار و قصران، كه
آنرا موزكوه گويند.
علاوه بر مقدمه فاضلانه
استاد محمد جواد مشكور، تحقيقات ديگري نيز در مورد تاريخ اين سرزمين،
سابقه سكونت و اقوام ساكن در آن، و وجه تسميه نامهاي مناطق مختلف اين
ولايت، انجام شده است كه ذكر آنها موجب اطاله سخن ميگردد.

مشخصات جغرافياي استان
مازندران
استان مازندران با
مساحتي بالغ بر 4/23756 كيلومتر مربع كه 46/1 درصد مساحت كل كشور را
شامل ميشود، اين استان بين 35 درجه و 47 دقيقه تا 38 درجه و 5 دقيقه
عرض شمالي و
50 درجه و 32 دقيقه تا 56 درجه و 14 دقيقه طول شرقي از نصفالنهار
گرينويچ قرار گرفته است حد شمالي آن درياي مازندران (درياي خزر) و كشور
تركمنستان حد جنوبي آن استان تهران و استان سمنان حد غربي آن استان
گيلان و حد شرقي آن استان خراسان ميباشد.
براساس نتايج سرشماري
عمومي نفوس و مسكن سال 1380، استان مازندران داراي 000/800/2 نفر جمعيت
ميباشد. براساس آخرين تقسيمات كشوري استان مازندران شامل
15 شهرستان، 36 شهر، 38 بخش و 104 دهستان ميباشد. قسمت جنوبي اين
استان كوهستاني بوده و قسمت شمالي آن جلگهاي ساحلي ميباشد. به علت
فراواني نسبي آب فرسايش در كوهها برتري داشته و آبرفتهاي ناشي از آن
در دريا تهنشين شده و جلگة مازندران را تشكيل داده است. نيروي انساني
شاغل در استان مازندران 56282 نفر بوده كه 22862 نفر يعني 63/40 % آنان
را زنان تشكيل ميدهند.

ارتفاعات
رشتههاي متعددد سلسله
جبال البرز در جنوب مازندران واقع است و تشكيل قوس عظيمي را ميدهد كه
از غرب به شرق كشيده شده و شهرهاي اين استان را از مركز ايران جدا ميسازد،
مهمترين ارتفاعات آن عبارتند از:
1- چندين رشته فرعي از
سلسله جبال البرز كه جهت آنها از جنوب به شمال و متمايل به غرب است، در
شهرستان ساري قرار دارد كه مرتفعترين قلل آن كوه سفيد، بادله كوه،داراب
كوه و كوه جنگي در جنوب دهستان چهاردانگه و نيز قلم چلم كوه واقع بين
دره زارمرود و گرمابرود ميباشد.
2- خطالرأس جبال البرز
در 60 كيلومتري شهرستان تنكابن موازي با ساحل كشيده شده، مرتفعترين
قله آن تخت سليمان با ارتفاع بيش از 4000 متر از سطح دريا ميباشد. اين
قله در جنوب شرقي تنكابن واقع شده است. شعب متعدد ديگري از سلسله اصلي
جبال البرز نيز در اين شهرستان وجود دارد كه شيب آنها به سمت دريا بوده
و به تدريج كه به دريا نزديكتر ميشود، جنگلهاي آن انبوهتر ميشود.
3- در شهرستان نوشهر نيز
سه رشته كوه از سلسله جبال البرز كشيده شده است.
الف- رشتة اول موازي با
ساحل دريا كه مرتفعترين قلل آن شور و قله كلارآباد در جنوب صلاحالدين
كلا قرار دارد.
ب- رشتة دوم تقريباً
موازي با رشتة اولي، ولي مرتفعتر از آن است. قلل مرتفع آن عبارتند از:
شاهكوه، قرقركوه، سياهسنگ.
ج- رشتة سوم از دو رشته
اول و دوم مرتفعتر و خطالرأس آن حد طبيعي مازندران و شهرستان تهران
ميباشد. مرتفعترين قله آن تخت سليمان در جنوب كلاردشت و كندوان قرار
دارد.

جنگل
مساحت جنگلهاي مازندران
حدود 000/454/1 هكتار برآورد شده است. اين جنگلها از درختان پهنبرگ
تشكيل يافته و از ساير جنگلهاي ايران متمايز است.
عواملي چون درياي
مازندران (خزر) و كوهستان البرز سبب شدهاند كه در دامنه شمالي اين
رشته كوهها پوشش گياهي انبوهي پديد آيد، به طوري كه در بعضي از نواحي
دست انسان تاكنون بدان نرسيده است. اين پوشش گياهي در آب و هواي استان
مازندران نقش بسيار مهمي دارند.
در ارتفاعات بيش از 2500
متر از سطح دريا به علت سرماي زياد جنگل وجود ندارد. جنگلهاي مرطوب
دامنهاي شمالي البرز در مشرق به جنگلهاي مينودشت و گلستان متصل ميشود.
در جنگلهاي اين استان
انواع درختان جنگلي يافت ميشود كه اهم آن عبارتند از:
بلند مازو و ممرز (در
ارتفاعات ميانبند)
آزاد (در ارتفاعات متوسط)
انجيلي (در ارتفاعات
خيلي كم)
توسكا (در درههاي مرطوب
و كنارههاي جويبارها)
شمشاد كه درختان آن
هميشه سبزند (در ميان بند)
افرا، نمدار، نارون (ملج،
اوجا)، زبان گنجشك (ون)، شاه بلوط و راش.

آب و هوا
رشتة اصلي سلسله جبال
البرز مانند سدي در جنوب مازندران كشيده شده و مانع ورود رطوبت درياي
مازندران به نواحي مركزي ايران ميگردد. همين توقف اجباري رطوبت در
دامنههاي شمالي البرز توليد بارندگيهاي فراوان ميكند. به همين دليل
زمينهاي اين قسمت از استان هميشه پوشيده از جنگلهاي انبوه و مراتع
سبز و خرم است كه در بهبود هواي اين استان تأثير بسيار دارد. به طور
كلي هواي مازندران معتدل و مرطوب ميباشد. بادهايي كه از نواحي غربي ميوزد
باعث برودت و سردي هوا گشته و گاهي موجب ريزش برف ميگردد. ريزش باران
در اين استان به طور كلي از استان گيلان كمتر است.

رودها
استان مازندران به علت
وضعيت خاص اقليمي و آب و هوايي داراي رودهاي متعدد و پرآب است.
اين رودها عبارتند از:
1- رودخانة هراز از لار
سرچشمه ميگيرد و از وسط شهر آمل گذشته به درياي خزر منتهي ميگردد.
2- انشعاباتي از رودهاي
شيرين رود � اشك رود و عروس و داماد، رود خانه فريم را تشكيل ميدهد كه
پس از طي 40 كيلومتر در اراضي افراچال به رودخانه تجن ميپيوندد.
3- گرماب رود از بادله
كوه و چشمههاي شوركوه و چشمه معدني سوت از درههاي برد و ارائه سرچشمه
ميگيرد و پس از عبور از چند دهستان و مشروب كردن اراضي خود به طرف غرب
منحرف گشته و به رودخانه تجن ملحق ميشود. طول اين رودخانه از سرچشمه
تا تجن 75 كيلومتر است. از انشعابات مهم آن رودهاي بالارود، زليمرود و
ناجيمرود و ويلارود است.
4- رودخانه لاجيم از
ارتفاعات شمالي رسكت سرچشمه گرفته و پس از طي 30 كيلومتر وارد تجن ميشود.
5- رودخانه تجن از كوه
نيزآباد سرچشمه ميگيرد و رودهاي كوچك شلي، پرور، كاردكلا، بارك و
گلخواران به آن پيوسته و در جهت شمال جريان مييابد و در 8 كيلومتري
ساري از كوهستان خارج ميشود. پس به طرف شرق منحرف گشته در خزرآباد به
درياي خزر ميريزد، طول اين رودخانه 120 كيلومتر است.
7- رودخانه زارمرود از
كوه جنگي سرچشمه ميگيرد و در حدود آبادي درم به رودخانه ارم متصل ميشود،
سپس موازي با رودخانه گرماب به تجن ميريزد. طول اين رودخانه نيز از
سرچشمه تا تجن 80 كيلومتر است.
8- سجاد رود و بابل رود
از سلسله اصلي جبال البرز و كلارود از ارتفاعات ميان بنه و كاري از
رودخانه هراز سرچشمه ميگيرند و نزديك پل قديمي محمدحسن خان يكي شده در
بابلسر به درياي مازندران منتهي ميشوند.
9- تالار رود و سياه رود
از ارتفاعات سوادكوه واقع در جنوب شهرستان قائمشهر سرچشمه ميگيرند. و
در بخش مركزي از كوهستان خارج، و پس از مشروب نمودن قراء اطراف به دريا
ميريزد.
10- صفا رود از ارتفاعات
جواهرده و در دامنههاي ارتفاعات نزديك جنترودبار سرچشمه ميگيرند و
قراء اطراف رامسر را مشروب مينمايند.
11- چالك رود از
ارتفاعات لمرا و اشكور سرچشمه ميگيرد و قراء دهستان كليجان را مشروب
ميكند.
12- ترك رود، نمكآبرود،
لمرا، گرگرود، نسارود، پلنگ آبرود، كاظم رود، تيزم و نشتارود از
ارتفاعات بنه يا بند ميان سرچشمه ميگيرند، قراء تنكابن را مشروب و سپس
به دريا منتهي ميشوند.
13- رودخانه دوسه هزار
در محلي به نام چاله از به هم پيوستن دو شعبه كه يكي از دهستان دو هزار
و ديگري از دهستان سه هزار ميگذرد تشكيل ميشود، سرچشمه هر دوي اين
شعب ارتفاعات الموت و تخت سليمان است. اين رود پس از خارج شدن از
كوهستان بنام رودخانه، چشمه، كيله ناميده ميشود كه پس از مشروب نمودن
آباديهاي اطراف به دريا ميريزد.
14- رودخانه قرهسو از
ارتفاعات كوه قله ماران سرچشمه ميگيرد و پس از گذشتن از چندين دهستان
بين بندرتركمن و بندرگز به خليج گرگان ميريزد.
15- رودخانههاي زرينگل
از درههاي شمالي كوه ابر و رودخانه كفشگيري از ارتفاعات سياه مرزكوه
سرچشمه ميگيرد و به رودخانه قرهسو ميريزد.
16- رودخانههاي
بالاجاده، مايان، چقر، شيردارين، زيلان،خاصلهرود نوچمن، شوريان،
زواردشت و جردلي به رودخانه قرهسو ميريزند.
17- رودخانه حاجي لر از
اتصال دو رودخانه چهل چاي و نرم آب كه از كوههاي قله قافه و ماركوه
سرچشمه ميگيرند تشكيل مييابد و پس از مشروب نمودن برخي از قراء جلگهاي
مينودشت به رودخانه گرگان ملحق ميشود.
18- رودخانه تميشان و
نور در شهرستان نور و سردابرود، چالوس كجور، كجرود و رودهاي كوچك ماشلك،
خيرود، اميرود، و كلرود پي در نوشهر جريان دارند. �

درياي مازندران (خزر)
درياي مازندران (خزر) با
وسعتي حدود 438000 كيلومتر مربع بزرگترين درياچة جهان به شمار ميرود.
كه بين كشور ايران و كشورهاي روسيه، تركمنستان، قزاقستان و آذربايجان
واقع شده است. سواحل جنوبي آن از �حسينقلي� تا آستارا مربوط به خط
ساحلي ايران است. كهنترين نام اين درياچه �هيركاني� است. پس از آن به
نامهاي �آبسكون� �طبرستان� �قزوين� �مازندران� �گرگان� �گيلان� �خزر�
و در نقشهها و كتب خارجي درياي �كاسپين� ناميده شده است. عمق اين دريا
از شمال به طرف جنوب افزايش يافته به طوري كه عمق متوسط نواحي شمالي از
6 متر تجاوز ننموده در صورتي كه در جنوب و جنوب غربي حداكثر به 1000
متر هم ميرسد. كنارههاي اين دريا عموماً شنزار و پست و صاف ميباشد.
وجود درياي خزر نقش
تعيين كننده در آب و هواي ساحل شمال ايران پديد ميآورد و زيبائيهاي
بينظير گيلان و مازندران و گلستان به موجوديت و حفظ شرايط زيستي اين
دريا بستگي دارد.

دانشكدهها و رشتههاي
تحصيلي مؤسسه غيردولتي غيرانتفاعي فناوران مازندران
در دوري 10 ساله اول
مؤسسه مذكور شامل سه دانشكده و رشتههاي ذيل فعاليت خواهد نمود.
1- دانشكده علوم انساني
متشكل از رشتههاي حسابداري، مديريت بازرگاني، رشته حقوق قضائي در مقطع
كارداني، كارشناسي و كارشناسي ارشد ميباشد.
استان مازندران به مركز
كشاورزي و بازرگاني ايران خصوصاً ارتباط تجاري با كشورهاي تازه
استقلالي رسيده نظير آذربايجان، تركمنستان و ... بسيار حائز اهميت است
و نياز جرم به نيروهاي متخصص رشتههاي علوم انساني فوقالذكر دارد.
2- دانشكده فني و مهندسي
مشتمل به رشتههاي كامپيوتر با گرايش سختافزار، مهندس برق در مقطع
كارشناسي ميباشد.
3- دانشكده كشاورزي فعلاً
مشتمل به رشته گياه پزشكي است با توجه به شرايط خاص جغرافيايي و اقليمي
استان مازندران وجود اين رشتهها تحصيلي اولاً به سبب فقدان در دانشگاه
دولتي و غيردولتي مازندران ثانياً به سبب نياز شديد استان بسيار ضروري
بنظر ميرسد.
برآورد پذيرش جمعيت
دانشجوئي و جذب اعضاء هيأت علمي مؤسسه
در دوره 10 ساله اول با
حمايت و هدايت وافر وزارت علوم، تحقيقات و فناوري اين مؤسسه با سه
دانشكده در رشتههاي تحصيلي در مقاطع كارداني و كارشناسي و كارشناسي
ارشد در رشتههاي ذيل به فعاليت خود ادامه ميدهد.
الف- رشتة علوم انساني
مشتمل بر رشتههاي حسابداري، مديريت بازرگاني، حقوق قضائي در مقاطع
كارداني، كارشناسي و كارشناسي ارشد ميباشد.
ب- گروه فني و مهندسي
مشتمل بر رشتههاي كامپيوتر (نرمافزار) برق، در مقطع كارداني و
كارشناسي ميباشد.
ج- گروه كشاورزي مشتمل
به رشته گياه پزشكي در مقطع كارشناسي ميباشد.
بنابراين جدول پيشبيني
پذيرش دانشجو و اعضاء هيأت علمي در طي دوره ده ساله تعيين گرديده است

|